محمدجوادمحمدجواد، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 10 روز سن داره

محمدجواد گلم

خاطره دوماهگي پسر گلم

سلام پسر گلم قبل از اينكه خاطره دو ماهگي تو بنويسم بابت شعر اي خوشكلي كه برام نوشتي ممنونم خيلي خوشكلن. منم خيلي خيلي دوست دارم پسر گلم عزيز دلم دوشنبه  دوم خرداد دو ماهت تموم شد و رفتي تو 3 ماهگي . همون روز نوبت بهداشت داشتي . خانم بالاگبري  واكسن سه گانه و هپاتيت به پاهاي خوشكلت تزريق كرد و قطره فلج اطفال بهت داد. من تورو تو بغلم گرفته بودم و دست ها و پاهات رو گرفتم تا بهت واكسن بزنه . خيلي گريه كردي . منم تنها بودم بابايي سر كار بود مجبور شدم تنها ببرمت. با اينكه هر 4 ساعت يكبار قطره استامينوفن بهت مي دادم ولي تا ديروز تب داشتي روز اول خيلي بي حال بودي فرداش بهتر شدي ولي تب داشتي . امروز خوب خوب شدي عزيز دلم . وزنت 5كيلو...
4 خرداد 1390

ماماني دوست دارم(شد جهان پرشور و غوغا صفحه ي گيتي مصفا بيت احمد طور سينا پا نهد زهـــرا به دنيا)

  آسودگي از محن ندارد مادر. آسايش جان و تن ندارد مادر .دارد غم و اندوه جگر گوشه خويش ورنه غم خويشتن ندارد مادر  مادر اي لطيف ترين گل بوستان هستي تو شگفتي خلقتي تو لبريز عظمتي تو را دوست دارم و مي ستايمت! دست بر دعا بر مي دارم و از خداي يگانه برايت بركت,رحمت و عزت مي طلبم. مادر: كاشكي مي شد بهت بگم چقدر صدات و دوست دارم لالايي هات و دوست دارم بغض صدات و دوست دارم مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي كه به آرامي سيرابم كند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم كه بالنده ام سازد روزت مبارك مادر   اين نوشته هارو بابا جون از طرف من نوشته خسته نباشي مامان دو ماه زحمتت دادم شب و روز...
2 خرداد 1390